شرکت با مسئولیت محدود یعنی چه ؟

شرکت با مسئولیت محدود یعنی چه ؟

شرکت با مسئولیت محدود شرکتی است که برای امور تجاری تاسیس و مسئولیت در قبال قروض و تعهدات شرکت هر یک از شرکاء فقط تا میزان سرمایه وی در شرکت است سهام ایشان بنام سهم الشرکه نامیده می شود و آنرا شرکا جهت سهولت به تناسبی بین خود تقسیم می نمایند و می تواند نقدی (که باید در موقع تشکیل پرداخت شود)یا غیر نقدی که توسط شرکا تقویم می شود تسلیم شود و از سوی به سهام تقسیم نمی شود و براحتی قابل نقل و انتقال نیست و انتقال آن منوط به موافقت اکثریت شرکاء است.

این شرکت حداقل بین دو نفر و با تنظیم قراردادی بنام شرکتنامه تشکیل و تنظیم اساسنامه جهت تقریر جریان امور برای آن اجباری نیست و می توان همه امور را در شرکتنامه پیش بینی کرد شرکاء سهم الشرکه را می توانند به هر تناسبی که بخواهند تقسیم کنند.

شرکت نامه غالبا طی سندی عادی تقریر می شود وبا ثبت در دفتر ثبت شرکت ها رسمی می گردد

شرکت با مسئولیت محدود یک شرکت سرمایه است لکن شخصیت شرکا در نقل وانتقال سهام در نظر گرفته شده ولی شرکاءبواسطه عضویت در شرکت تاجر محسوب نمی شوند .

این شرکت با فوت یا محجوریت یا ورشکستگی شرکاء منحل نمی شود مگر در اساسنامه این امر پیش بینی شود.

فلسفه وجودی این نوع شرکت و بی نیازی آن به تشریفات و شرایط خاص برای تشکیل سبب می شود برخی برای جدا کردن امور شخصی خود از شرکت این نوع شرکت را برای فعالیت تجاری انتخاب نمایند چرا که در این نوع شرکت مسئولیت شرکاء در مقابل فعالیت تجاری شرکت و زیانهای وارده از این جهت  تا میزان سرمایه ایشان است یعنی شرکاء جز سرمایه ای که در شرکت قرارداده اند مسئولیت دیگری ندارند و در مواقع بروز خسارات طلبکاران نمی  توانند به دیگر اموال آنها مراجعه نمایند و غالبا توسط اشخاصی تاسیس می شود که سرمایه زیادی نداشته و تمایلی به حضور خارج از اشخاص شرکت به عضویت خود ندارند.

در این نوع شرکت مدیر می تواند زمان نامحدود برای مدیریت خود انتخاب نماید و بدون اینکه تاجر و مسئول شناخته شود عملیات تجاری انجام دهد تصمیمات شرکت در این نوع شرکت در دو بخش با نظر اکثریت کلیه شرکا کسب می شود یکی در خصوص تغییر تابعیت شرکت  ودیگری در مورد ازدیاد سرمایه شرکت

تشکیل مجامع عمومی در این نوع شرکت تا زمانیکه تعداد شرکا به ۱۲ نفر نرسیده الزامی نیست و می توان به این دلیل در مورد تصمیمیاتی که نیازی به تصویت شرکاء دارد مجامع عمومی را بدون دعوت تشکیل نمود و در این موارد مجامع را طی صورتجلسه تنظیم و به امضاء شرکا رسیده می شود مگر در اساسنامه شرکا تشریفاتی را برای دعوت و تشکیل جلسه پیش بینی نموده باشند که باید در اینصورت رعایت شود.

پس همانگونه که گفته شد مجمع عمومی شرکت سالی یک بار برای تصویب ترازنامه و حساب سود وزیان تشکیل می شود این تشکیل در مورد شرکتهای الزامی است که حداقل شرکای آن ۱۲ نفر باشند

آیا مجمع عمومی عادی و فوق العاده در مورد شرکت با مسئولیت محدود داریم؟خیر در قانون برای شرکتهای سهامی تکالیف خاصی برای هر یک از این دو مجامع در نظر گرفته شده است ولی در مورد شرکت با مسئولیت محدود جنین فرض وجود ندارد مگر اینگونه فرض کنیم مجمع عموی که سالی یک بار تاسیس می شود مجمع عمومی عادی است و سایر مجامع فوق العاده هستند.

همانگونه که گفته شد شرکاء می توانند در اساسنامه در خصوص مجمع عمومی و نحوه تشکیل و دعوت اعضاء توافقاتی را بنمایند و به هر نحو که مصلحت داستند در اینخصوص شرط نمایند.

حضور و میزان اکثریت در اتخاذ آراء در این نوع شرکت را می  توان به چند بخش تقسیم کرد:

۱-اتخاذ تصمیم در اموری که نیاز به اکثریت عددی شرکاء که دارای لااقل سه چهارم سرمایه شرکت می باشد که شامل دو امر است اول بر اساس ماده ۱۰۲ قانون تجارت در مورد انتقال سرمایه و دوم ماده۱۱ قانون تجارت در مورد تغییر در اساسنامه مگر در خود اساسنامه برای این موضوع ترتیب دیگری پیش بینی شده باشد.

۲-اتخاذ تصمیم در اموری که اکثریت لاقل نیمی از سرمایه برای آن در مرحله اول و اگر حاصل نشود در مرحله دوم اکثریت عددی لازم است ماده ۱۰۶ به این امر اشاره دارد که اتخاذ تصمیمات شرکت را براین اساس مجاز می داند مگر در اساسنامه ترتیب دیگری مقرر شده باشد.

نکته جالب این است که هر چند بر اساس  ماده۱۰۸قانون تجارت هر شریک به نسبت سهم خود در شرکت حق رای دارد لکن با توجه به آنچه گفته شد میزان سهم شرط کافی برای اتخاذ تصمیمات نیست و گاهی اکثریت عددی نیز این مبنا را  تغییر می دهد و پیش بینی اساسننامه نیز تاثیری در این موضوع ندارد.

نکته اینکه نفع این نوع شرکت برای تشکیل دهندگان ضرر تاسیس این نوع شرکت است یعنی اینکه غالب معامله کنندگان و مراجعین این نوع شرکت عاتماد کمی به خود شرکت دارند وغالبا یا تغییر آن را در مبادلات بزرگ خواستار می شوند یا ضمانتهای اجرائی سنگینی از شرکت یا از خود شرکاء مطالبه می نمایند.

در این شرکت بر اساس ماده ۹۵قانون تجارت برای آنکه مراجعین به این شرکت مطلع از نوع و مسئولیت ایننوع شرکت باشند نوع شرکت که با مسئولیت محدود است باید در اسم شرکت قید شود والا تضامنی محسوب خواهد شد و همچنین نام شریک نباید در نام شرکت قید شودوالا آن شریک شریک ضامن محسوب خواهد شد.

سهام در این نوع شرکت قابل نقل وانتقال نیست مگر سایر شرکا به ورود شخص جدید بعنوان خریدار رضایت داشته باشند لذا سهم الشرکه شرکا در این نوع شرکت به صورت اوراق تجاری قابل نقل وانتقال نیست ماده۱۰۲قانون تجارت بر این امر اشاره دارد:سهم الشرکه را نمی توان منتقل به غیر نمود مگر با رضایت عده ای از شرکاء که لاقل سه ربع سرمایه متعلق به آنها واکثریت عددی نیز داشته باشندوبر اسسا ماده ۱۰۳ بلافاصله قید کرده است انتقال سهم الشرکه فقط بموجب سند رسمی به عمل خواهد آمد.

در ادامه برای توضیح بیشتر نمونه ای از رای که در آن بر این موضوع اشاره شده است جهت مطالعه افزوده می شود:

بتاریخ: ……………………

شماره دادنامه: ……………………

کلاسه پرونده: ……………………

مرجع رسیدگی شعبه ……………………دادگاه تجدیدنظر استان تهران

تجدیدنظر خواه: ……………………

تجدیدنظرخوانده: ……………………

تجدیدنظرخواسته: دادنامه شماره …………………… مورخ ……………………صادره از شعبه ……………………دادگاه عمومی ……………………

گردشکار – دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده ختم دادرسی را اعلام وبه شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید.

رای دادگاه

درخصوص تجدیدنظر خواهی اقای …………………… بطرفیت اقای ……………………را نسبت به دادنامه شماره ……………………مورخ ……………………صادره از شعبه ……………………دادگاه عمومی …………………… که بموجب آن تجدیدنظر خواه محکوم به انتقال سه سهم از یکصد سهم مشاع شرکت تولیدی ……………………اداره ثبت شرکتها و موسسات غیر تجاری …………………… شده است نظر به اینکه به مقتضای ماده ۱۰۲ قانون تجارت در شرکت با مسئولیت محدود سهم الشرکه را نمی توان منتقل به غیر نمود مگر با رضایت عده ای از شرکاء که لااقل سه وجه سرمایه متعلق به آنها بوده و اکثریت عددی نیز داشته باشد که در مانحن فیه شرط مذکور تحقق نیافته است لذا دعوی مطروحه در وضعیت موجود قابلیت استماع نداشته وبا توجه به ماده ۲ قانون آئین دادرسی مدنی مورد اقتضای صدور قرار را داشته است و در نتیجه ادعای تجدیدنظر خواه به جهت انطباق با بندهای الف و ج و ه ماده ۲۴۸ قانون آئین دادرسی مدنی موجه تشخیص و به استناد صدر ماده ۳۵۸ همان قانون دادنامه معترض عنه نقض قرار رد دعوی خواهان بدوی صادر و اعلام میگردد رای صادره قطعی است رئیس شعبه …………………… دادگها تجدیدنظر استان تهران ……………………مستشاردادگاه ……………………

سئوال-آیا شرکا می توانند در هنگام تاسیس شرکت شرط نمایند که نقل وانتقال سهام آزاد است و نیازی به تحصیل رضایت سایر شرکا نیست؟خیر مقررات قانون تجارت امری و چنین شرطی باطل است.

بر این اساس بازداشت و توقیف سهم الشرکه شرکا این نوع شرکت دشوار است و فروش آن منوط به رضایت سایر شرکا است.

در خصوص اداره شرکت با مسئولیت محدود قانون اختیار آزاد برای توافق شرکا در اینخصوص داده است و می تواند توسط یک یا چند مدیر که یا از شرکا یا خارج از شرکا انتخاب می شند اداره می شود برای هر مدتی که بخواهند تعیین نمایند.

سئوال-آیا می تواند مدیری که تعیین شده است را شرکا عوض نمایند؟تعویض مدیر شرکت نیاز به مقدماتی دارد که از جمله ذکر در اساسنامه و عزل اوست لکن مدیری که برای مدت معینی تعیین شده است با عزل بلاجهت او به وی ضرر می رسد و شرکا در این موردباید آمادگی جبران خسارات وی را داشته باشند همچنین است در مورد استعفاء مدیر.

حدود اختیارات مدیر در این نوع شرکت بسیار زیاد است و شامل تمامی اختیارات لازمه نماینده یک شخصیت حقوقی است مگر شرکا اختیاراتی را از وی سلب نموده باشند.

سئوال-اگر شرکا در قرارداد خصوصی خود با مدیر شرطوشروط بگذارند این در مقابل اشخاص ثالث معتبر است؟خیر تازمانیکه در اساسنامه به ثبت رسمی نرسد جز اینکه در نزد خودشان معتبر است ولی در نزد ثالث بی اعتبار است.

مدیر شرکت حقوق دریافت می نماید و این حقوق ماهیانه باید به وی تادیه شود و می توان درصدی از سود شرکت را به وی اختصاص داد.

مدیر شرکت در مقابل اشخاص مسئولیتی ندارد چرا که برای شرکت کار انجام می دهد مگر تقصیر کرده باشد ودر اثر این تقصیر به شرکت خسارتی وارد شود که درمقابل شرکت مسئولیت دارد

هر یک از شرکا حق نظارت برعملکرد شرکت را دارد

شرکت با مسئولیت محدود مانند دیگر شرکتها در چند مورد منحل می شود:۱-هنگامیکه برای مقصودی که تکیل شده انجام یا انجام آن غیر ممکن شود۲-خاتمه مدت شرکت۳-وقتی شرکت ورشکست شود.

انحلال ارادی شرکت با مسئولیت محدود بدین گونه است :اول  شرکای که سهم الشرکه آنها بیش از نصف سرمایه است انحلال شرکت را بخواهند این امر سبب می شود شرکای که بیش از نصف سرمایه را در اختیار دارند براحتی بتوانند شرکت را منحل نمایند همین امر سبب می شد هرگاه بین شرکا حداقل سرمایه و بیش از نصف سرماهی اختلاف شود نظر اکثریت نصف حاکم باشد هر چند اساسنامه شرکت می تواند این کاهش دهدولی نمی تواند آنرا افزایش دهد والا جنین شرطی باطل است.

برای توضیح بیشتر نمونه ای از رای که در ان اشاره شده که انحلال نیاز به نظر اکثریت شرکا دارد در ادامه آورده شده است:

بتاریخ : …………………….

شماره دادنامه: …………………….

کلاسه پرونده: …………………….

مرجع رسیدگی شعبه …………………….دادگاه تجدیدنظر استان تهران

تجدیدنظر خواه: …………………….

تجدید نظر خوانده: …………………….

تجدیدنظر خواسته : از دادنامه شماره  …………………….مورخ …………………….صادره از شعبه ……………………. دادگاه عمومی حقوقی …………………….

گردشکار: دادگاه با بررسی اوراق ومحتویات پرونده ختم دادرسی را اعلام وبه شرح زیر مبادرت به صدور می نماید.

رای دادگاه:

آقای ……………………. به طرفیت آقای …………………….ی نسبت به دادنامه شماره ……………………. مورخ …………………….صادره از شعبه …………………….دادگاه عمومی حقوقی …………………….تجدید نظر خواهی کرده است به موجب دادنامه موصوف در خصوص دعوی تجدید نظر خواه به خواسته صدور حکم بر ابطال صورت جلسه مربوط به انحلال شرکت ……………………. (بامسئولیت محدود) مصوب …………………….ومطالبه کلیه حقوق مکتسبه و متصوره سهم الشرکه انتقالی به وی به میزان ……………………. و نیز خسارت دادرسی بطور خلاصه با این استدلال که صورت جلسه مجمع عمومی صاحبان سهام متضمن اعلام انحلال شرکت به امضاء و تائید تمامی صاحبان سهام نرسیده و از سوی دیگر امضای آن از ناحیه خوانده بدوی که به وکالت از بعضی از سهامداران صورت گرفته به دلیل فقدان هرگونه نمایندگی و وکالت فاقد وجاهت قانونی بوده است مستندا به ماده ۱۹۹ قانون تجارت حکم به ابطال صورت جلسه موضوع دعوی صادر و در خصوص خواسته دیگر نیز با این استدلال که حسب ماده ۱۰۳ قانون تجارت انتقال سهم الشرکه صرفا به موجب سند رسمی میسور میباشد و تا زمانیکه سهام خریداری شده به میزان ……………………. به طور رسمی بنام خواهان ثبت نگردد سمت قانونی در مطالبه حقوق مکتسبه و متصور نسبت به سهم الشرکه نخواهد داشت مستندا به ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی دعوی را قابل استماع ندانسته و قرا رد آنرا صادر واعلام میدارد. اینک با ملاحظه مجموع اوراق و محتویات پرونده و همچنین مطالبه لوایح ابرازی از سوی تجدید نظر خواه دراین مرحلهاز دادرسی نظر باینکه شرکت …………………….از نوع شرکت با مسئولیت محدود بوده و نه سهامی بنابراین تصمیم به انحلال شرکت توجها به بند ب ماده ۱۱۴ قانون تجارت با فرض وجود عده ای از شرکا که سهم الشرکه آنها بیش از نصف سرمایه شرکت باشد قانونی است و به اصطلاح اکثریت عددی شرکا شرط لازم برای انحلال شرکت نمی باشد و چون دونفر از مسجلین ذیل صورتجلسه یعنی تجدید نظر خواه و رئیس هیات مدیره بنام آقای …………………….با توجه به سرمایه رسمی شرکت (ده میلیون ریال) به تنهایی بیش از نصف سرمایه شرکت (پنج میلیون هشتصدهزار ریال) را دارا بوده اند و وجود و یا عدم وجود وکالتنامه از دیگر سهامداران خصوصا آقای …………………….تاثیری در تصمیم به انحلال شرکت نداشته هرچند تجدید نظر خواه با توجه به تصویر مصدق وکالتنامه پیوست پرونده که مصون از هر گونه ایراد باقی مانده ذیل صورت جلسه را به نمایندگی از وی امضاء نموده است و با عنایت باینکه تصمیم به انحلال شرکت مطابق مقررات فوق مقید به قید و تعلیل خاصی نبوده و به صرف تصمیم دارندگان نصف بیشتر سهام عملی میباشد و مقررات اساسنامه خصوصا ماده ۸ آن نیز درباب دعوت از سهامداران جهت تصمیم گیری در خصوص انحلال شرکت به حکایت مستندات پیوست و استعلام واصله از اداره ثبت شرکتها و مالکیتهای صنعتی رعایت گردیده است بنابراین دادنامه محبوث عنه در مقام و موقعیت قانونی اصدار نیافته ضمن پذیرش اعتراض مستندا به ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدید نظر خواسته رانقض نموده آنکاه به تجویز مفهوم مخالف ماده ۱۱۴ مرقوم حکم بر بطلان دعوی نخستین ( درخواست ابطال صورت جلسه مربوطه به انحلال شرکت …………………….صادر واعلام می گردد. این رای قطعی است.

مستشاران شعبه ……………………. دادگاه تجدید نظر استان تهران …………………….

دوم یکی از شرکا به دادگاه مراجعه نماید و بواسطه از بین رفتن نیمی از سرمایه شرکت و یا ارائه دلایل اقناع کننده  دادگاه را در انحلال توجیه نماید ویا درمورادی که سایر شرکا سهم او را که در صورت انحلال به وی تعلق می گیرد را ندهند.

برای بسط موضوع در خاتمه نمونه ای ازرای برای آشنای و تفهیم بیشتر درج می گردد:

بتاریخ: …………………….

پرونده کلاسه: …………………….

شماره دادنامه: …………………….

مرجع رسیدگی: شعبه …………………….دادگاه عمومی …………………….

خواهان: ۱- …………………….۲- شرکت ……………………. ۳- اداره ثبت شرکتها

خواسته: اعتراض به دادنامه شماره …………………….

گردشکار: خواهان دادخواستی به خواسته فوق بطرفیت خوانده بالا تقدیم داشته که پس از ارجاع به این شعبه و ثبت به کلاسه فوق و جری تشریفات قانونی در وقت فوق العاده/ مقرر دادگاه به تصدی امضاء کننده زیر تشکیل است و با توجه به محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و بشرح زیرمبادرت به صدور رای می نماید.

رای دادگاه

در خصوص اعتراض: …………………….نسبت به دادنامه شماره …………………….مورخ …………………….شعبه …………………….و صدور حکم نقض آن و رد دعوی آقای …………………….که متعاقبا” منتفی به عزل وکیل می گردد نظر به اینکه عمده اعتراض وارده بدادنامه عدم رضایت اکثریت شرکاء که لااقل سه ربع سرمایه متعلق با نهایت بوده و بدین اعتبار شرکت خود را ذینفع در دعوی منتهی به صدور دادنامه تلقی نموده هرچند شروع و اقامه دعوی با اصالت وکیلی شروع شده که با ایراد جرح و ممنوع الوکاله بودن وی باعتبار اظهارنظر قضائی در پرونده دیگری از سوی وکیل خوانده دعوی مواجه گردیده ولکن از آنجائیکه نتیجه پذیرش ایراد و اثر آن اینست که خواندگان بلافاصله پس از ملاحظه قرار دادگاه مبادرت به طرح واقامه دعوی تحت همین عنوان کردند و این امر باعتبار وظیفه قانونی محاکم دادگستری در رسیدگی به تظلم خواهی نقض غرض و لغو محسوب می گردد مضافا” باینکه شرکت با اطلاع از موضوع وکیل خویش را عزل و پرونده حداقل از حیث اعتراض معترض ردیف اول قابل امعان نظر است لهذا دادگاه به موضوع رسیدگی نظر به اینک مفاد مقررات ماده ۱۰۲ قانون تجارت صرفا” ناظر به روابط و مناسبات حقوقی شرکاء در شرکت با مسئولیت محدود است ومانع این نیست چنانچه احد از شرکاء قصد انتقال سهم الشرکه خویش به اشخاص ثالث را داشته باشد و شرکاء نیز بدین امر راضی نباشند نتواند از طریق محاکم الزام آنها را از محاکم به انتقال و پذیرش آن بخواهد و به عبارت اخری شریکی که به اعتبار حقوق قانونی خویش قصد خروج از شرکت را دارد و با عدم رضایت سایر شرکائ نسبت به انتقال سهم الشرکه خویش مواجه می گردد چاره ای جز مراجعه به محاکم و الزام سائر شرکاء به خرید سهم الشرکه ندارد و چون انتقال سهم الشرکه آقای …………………….مفهوما” بدین معناست که سائر شرکاء از خرید سهم الشرکه یا رضایت به انتقال امتناع نموده لهذا انتقال بعمل آمده صحیح بوده از طرفی خریدار سهم الشرکه هر چند به موجب مقررات ماده ۱۰۲ قانون تجارت فاقد عنوان شریک بوده و استحقاق به رضایت در امور راجع به شرکت را نداشته لکن چون به موجب عمومات حقی بر سهم الشرکه باعتبار خرید و مالکیت آن پیدا نموده که می تواند از آثار حقوق راجع به آن بهره مند گردد مضافا” باینکه عبارت رضایت اکثریت عددی شرکاء به انتقال سهم الشرکه در ماده ۱۰۲ قانون تجارت صرفا” راجع به شرکاء فعلی نیست بلکه ممکن است شرکاء باعتبار مقررات قانونی تغییر یابند و شرکاء جدید راضی به انتقال باشند و یا بنحوی از انحاء قانونی منتقل الیه بتواند بخشی و یا تمامی سهم الشرکه سائر شرکاء را خریداری کند که در این صورت بحث رضایت لغو خواهد بود وایراد دیگر معترض ثالث به اینکه عده ای از مولی علیهم که …………………….باعتبار ولایت قهری مبارت به انتقال سهم الشرکه آنها نموده کبیر و رشید شده اند نیز وارد نبوده زیرا در فرض ثبوت ادعا حق اعتراض به دادنامه برای آنها محفوظ بوده بنابراین با رد دعوی اعتراض ثالث خلل و خدشه ای بر دادنامه وارد نبوده ضمن بقاء آن بر مفاد دادنامه عینا” تائید و استوار می گردد و با تائید دادنامه از قرار تاخیر اجرای حکم مورخ…………………….به شماره ……………………. رفع اثر می گردد رای صادره حضوری بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در مراجع تجدیدنظر استان تهران می باشد.

رئیس شعبه …………………….محاکم عمومی تهران ……………………

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *